دلنوشته دختر خاله
اسمم حانیه ست.من دخترخاله ی ایلیاهستم.امروز اومدم واسه ی ایلیا جیگرخودم تو وبلاگشو بنویسم
چون مامان جونش کم تروقت میکنه برای ایلیاجون بنویسه.عسل من یه پسر شیطون و با نمکه.
ایلیاتازه یاد گرفته اسم های مارو صدا کنه:
به من میگه حاننننننننه به داداشم که اسمش پویاست میگه پوبببببببا
وقتی هم که بهش میگی کوفت کی بخوره میگه:پوبببببببا میگی چایی کی بخوره؟میگه مامان یا بابا.
به داداش امیدش میگه اممممممه
به مامان من هم که خالشه میگه صیدددیده(صدیقه)
اسم باباش رو هم صدا میکنه:ریضضضا(رضا)
هر موقع بهش میگی ایلیامنودوست داری؟جواب میده:نهههه.مامان دوست داری؟نهههه ...... خلاصه
هر کی رو بگی دوست داری؟میگه:نههههه
عاشق پارک وسرسره وآب بازیه وتوپ بازیه
تازه گل پسرمون تو کارهای خونه به مامانش کمک میکنه وقتی مامانش گردگیری میکنه ایلیا جون هم
دستمال بر میداره و به مامانی کمک می کن.
در هر صور ت پسرمون خودشو حسابی توی دل همه ی ما جا کرده.


دلنوشته دختر خاله
